مهدیهمهدیه، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

بهار عمرم

مشکل مهدیه خانوم با آقای خواب!!!

گل دخترمامان سلام میخوام امشب درمورد نحوه خوابیدنت برات بگم囧 شبا موقع خواب به هر چیزی متوصل میشی برای نخوابیدن!مثلا هرچی بهت میگم قبل از خواب که گرسنته میگی نه,اما تا میریم تو تخت و مشغول مما(ماساژ مخصوص مهدیه خانوم!!!) میشم یهوو میگی گشنمه!!! یا صدبار میگی تشنمه تا بلند شی و لیوان آبو خالی کنی و من مجبور بشم برم تو آشپزخونه تا برات آب بیارم و تو هم دنبالم از تو تخت بپری بیرون! یا یهو دلت هوس یه چیزی میکنه و...... نمیدونم مشکل تو با خواب دقیقا چیه اما من که خیلی دوستش دارم:-)!!!
21 بهمن 1393

بدون عنوان

خدایا کمکم کن که امانتی که از تو در دست من هست رو خدشه دار نکنم، روحشو آزار ندم و مادر خوبی براش باشم. بتونم تو رو بهش نشون بدم و دخترم رو با تو دوست کنم. خودت مواظبش باش. و به من توان وصبر بده.
20 بهمن 1393

بدون عنوان

زنده بودن و زندگی کردن بعضی وقتا خیلی سخته!! اما وجود گرمی بخش تو منو امیدوار میکنه به بودن و بهم انرژی میده برای ادامه دادن. ...
20 بهمن 1393

بدون عنوان

مجبورم که مطالبی رو که تو وبلاگ قبلی برات نوشته بودم رو خورد خورد اینجا وارد کنم،شایذ یه خورده بی نظمی ایجاد بشه تو زمان مطالب اما بهتر از ننوشتنشه! یادمه که خیلی زود راه افتادی حدودای 10-11 ماهگیت بود، یه موش کوچولو که دست میگرفت به در و دیوار و بلند میشد و چند قدم که تلو تلو زنون راه میرفت پقققی میخورد زمین به قول بابا علی پلقچه میشدی رو زمین!!! خیلی زود شروع به حرف زدن کردی یادمه تو11 ماهگیت بود که اولین کلمه تو گفتی و اونم "زررررررررررد" بود!!!(با همین کشیدگی!) بعد گفتی "سبببببببببببببببببببببز"!!!! وااای نمیدونی چقدر خوردنی میشدی وقتی این دو تا کلمه رو میگفتی تازه دو تا دندون دراورده بودی و دماغ...
20 بهمن 1393

ادامه ماجراهای مهدیه موشی و صندلی!!!

امروز مامانی برای اولین بار داشت سوسیس درست میکرد و مشغول بود، سرم به کار خودم گرم بود که یهوووو دیدم شما موشی خانم به کمک صندلیت دستتو رسوندی به آبسرد کن یخچالو....... بعععله از سر آستینت تا خود نوک پاچه شلوارت(یا به قولی تنبونت!!!عاشق واژه ی تنبونی و وقتی میگم تنبون کلی میخندی! ) خیس آب شده بود اونم چی آب یخ!!! به به!!! یه موش سرما خورده تو چله زمستون حالام تبدیل شده به یه موش آب کشیده!!! تا اومدم طرفت سریع دستای کوچولوتو به علامت ایست گرفتی جلوی منو گفتی: نه نه نه چیزی نیس عزیزم دارم یه خورده فقط آب بازی میکنم(همچین خوشمزه واسه من دلیل می آوردی که دلم نیومد نذارم به خرابکاریت ادامه بدی پس یه چند دقیقه ای بیخیال شدم  ...
20 بهمن 1393

ماجراهای شیطونیای مهدیه خانم و آقا صندلی!!!

گل بهارم سلام امروز یه کار خوشمزه و مامان نپسند  انجام دادی! آخه من از دست تو شیطونک وسایلامو کجا قایم کنم ها؟؟؟؟ امروز (با کمک صندلی کوچولوت) تمام لاکای مامانو پیدا کرده بودی و رفته بودی تو اتاق و درو بست بودی و.... یه کم صبر کردم تا آتیشتو بسوزونی و سریع دستگیرت نکردم! بعد چند دقیقه اومدم و در زدم و وقتی شما اجازه دادی اومدم تو، دیگه خودت حس بزن چی شده بود!!!! لاکای رو علاوه بر جاهایی که دستت میرسیده به لب و لوچه ی مبارک و سر وکله تم مالیدده بودی!!! چون خودت میدونستی کار خوبی نکردی وقتی مامانی بی سروصدا همه لاکا رو جمع کرد شمام جیک نزدی و تازه رفتی بالای منبر و شروع کردی به مامان آمزش صحییح استفاده از ...
20 بهمن 1393

بدون عنوان

الان که دارم اینا رو برات مینویسم تو خوابی.یه کوچولو سرما خوردی. موقع خوابیدنت خیلی بازیگوشی میکنی و به هربهانه ای میخوای از اتاق خواب بیای بیرون و بعضی وقتا که من و بابایی خیلی خسته ایم یه کوچولو از دستت عصبانی میشیم. اما تو مقصر نیستی و اینا همه اقتضای سن توا کوچولوی من. دخترکم الان که دارم برات مینویسم تو 2 سالو 8 ماهه ای.یه دختر نازو بامزه و مهربون.یه دختر باادب و دلسوز که خیلی وقتا با ادب و مهربونیت من و بابایی رو متعجب میکنی تو عاشق بابایی وخییییییییییییییییلی دوستش داری حتی بیشتر ازمن  به قول مامان جون:از هر دستی دادی از همون دست پس میگیری!!!! راستم میگه من هنوزم دیوانه وار عاشق آقاجونت هستم. دخترم میخواستم بهت ب...
19 بهمن 1393

بدون عنوان

فرشته کوچولوی مامان سلام  قبلا هم برات یه وبلاگ درست کرده بودم و از لحظه های شاد و کودکانه  ت عکس ومتن گذاشته بودم اما بنا به دلایلی و وقفه ای که افتاد رمز و حتی آدرس دقیق وبلاگو فراموش کردم. پس تصمیم گرفتم تا یه محیط دیگه برات درست کنم و برای تو گل نازم بنویسم از حسم و کودکانه های تو. دخترکم اینو بدون که مامان و بابا همیشه دوستت دارن،هرجا که باشی و هر کسی که شده باشی. آرزوی مامان همیشه اینه که قلبت پرباشه از شادی و آرامش. ...
19 بهمن 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار عمرم می باشد